ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
57
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
مىگويند كه برخى از صاحبان اخبار به اين صرافتند كه ليث را در سرنگنجيد كه دزدى كند ، با دزدان و شبگردان طريق مصاحبت مسلوك ميداشت و جمعى در ربقهء انقياد او درآمدند و در آن زمان درهم بن نضر بن رافع بن ليث بن نضر سيار متغلب بر سيستان استيلا يافته حاكم بود . شبى ليث به خزانهء او نقبى زده ، بعد از فراهم آوردن زر و جواهر و اقمشه در حين تردد ، پاى او بر چيزى رسيد ، گمان جوهرى كرد و جهت تحقيق زبان بر آن زد و نمك نيشابور بود . حق نمك مانع تصرف آن وجه خطير شد . جميع اسباب جمع آورده را هم آنجا بگذاشت و برفت . چون خازن صبح از كليد مشرق در به روى جهانيان گشوده ، شبروان زمانه كسوت سياه به خلعت ابيض مبدل ساختند خازن به خزينه آمده ، از اين حركت تعجب نموده حقيقت حال را بىشائبهء نقصان به عرض درهم رسانيد . درهم در احضار صاحب اين فعل مبالغه نموده ، ليث به خدمت درهم شتافته ، در سلك يساولان منتظم گرديد ، تا بحسب رشد به اندك وقتى امير جيش شد و اين بنام يعقوب بن ليث مشهور و معروف است و اكثر اهل تاريخ به اين عقيدهاند و جمعى ابتداى دولت را بشرح مسطور از ليث ميدانند و حمد الله مستوفى به اين اعتقاد است . بر هرتقدير به خواهش حى قدير كار آن طايفه بىريب و تزوير بالا گرفته . يعقوب در تسخير ممالك دست داشت ، چون به خدمت درهم بن نضر اميرى جيش يافت با سپاهى و رعيت طريق شفقت مسلوك ميداشت . دلهاى خلايق به محبت او راسخ شد . بقول بعضى درهم بن نضر را حاكم خراسان نزد خود خواند و بجانب بغداد فرستاد و ديگر بسيستان نيامد و جمعى مىگويند كه درهم در اوايل فضل يعقوب در سرانجام امور ملك و [ 26 ] مال ، وفات يافت . و به اتفاق جمهور اهل خبر يعقوب در غيبت درهم دم از استقلال زده ، زمان سلطنت به قبضهء اقتدار او درآمد و ذلك تقدير العزيز العليم .